در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری دستهبلند با دندانه برای جمع کردن برگ یا خاک.
A tool with a long handle and teeth used to gather leaves or soil.
«او با چنگک برگهای افتاده را جمع کرد.»
“He used a rake to clear the fallen leaves.”
«چنگک هنگام کار در باغ شکست.»
“The rake broke while working in the garden.”
جمعآوری مواد مانند برگها با استفاده از چنگک.
To gather or collect material such as leaves using a rake.
«او برگها را به صورت توده جمع کرد.»
“She raked the leaves into a pile.”
«بخش بزرگی از عصر را به چنگک زدن حیاط گذراندیم.»
“We spent the afternoon raking the yard.”
روزمره. معنای مشابه وقتی چیزی را با چنگک جمع میکنند.
Everyday. Similar meaning when gathering things by raking.