adjective (صفت)common
صفت — پراکنده
پراکندهمنشتر
گسترش یافته یا پراکنده شده در مساحت وسیع یا در میان افراد زیاد.
Spread or scattered over a wide area or among many people.
«دانهها توسط باد پراکنده شدند.»
“The seeds were dispersed by the wind.”
«جمعیت پراکنده به آرامی پارک را ترک کرد.»
“The dispersed crowd slowly left the park.”
تفاوت با واژههای مشابه
scattered— پخش شده
رایج. تاکید بر پراکندگی نامنظم، بسیار نزدیک به معنی dispersal.
Common. Emphasizes items spread irregularly over an area, very close in meaning.
spread— گسترش یافته
رایج. نشاندهنده توزیعشده در یک منطقه؛ میتواند کلیتر باشد.
Common. Suggests something distributed over an area; can be more general.