dispense

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

dis·pense/dɪˈspɛns/
dis-apart / away / reversepenseto pay / to weigh
1verb (فعل)common

فعل — توزیع کردن

توزیع کردندادنتامین کردن

دادن یا فراهم کردن چیزی، به خصوص در مقدار مشخص.

To give out or provide something, especially in measured amounts.

«دستگاه نوشیدنی و تنقلات می‌دهد.»

The machine dispenses drinks and snacks.

«داروسازان به بیماران دارو می‌دهند.»

Pharmacists dispense medication to patients.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distributeتوزیع کردن

رسمی/متداول. وقتی در مورد دادن چیزها به افراد زیاد باشد جایگزین dispense می‌شود. مثلاً distribute medicine مناسب است؛ distribute justice نه.

Formal/common. Can replace 'dispense' when referring to giving out items to many people. E.g. 'distribute medicine' works; 'distribute justice' does not.

administerاداره کردن / داد ن دادن

رسمی. معمولاً برای دادن دارو یا عدالت استفاده می‌شود. در زمینه‌های پزشکی یا حقوقی جایگزین dispense می‌شود ولی برای دادن اشیاء ساده کاربرد ندارد.

Formal. Commonly used for giving medicine or justice. Can replace 'dispense' in medical or legal contexts but not for simple handing out objects.

متضادها
2verb (فعل)formal

فعل — اجرا کردن

اجرا کردناعطا کردنارائه دادن

اداره یا اجرای کاری، معمولاً اشاره به اجرای عدالت یا دادن مشورت.

To manage or administer, often referring to dispensing justice or advice.

«دادگاه عدالت را عادلانه اجرا می‌کند.»

The court dispenses justice fairly.

«او به کارآفرینان جوان مشورت داد.»

He dispensed advice to the young entrepreneurs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
administerاداره کردن

رسمی. معمولاً برای عدالت یا کارهای رسمی استفاده می‌شود. در زمینه‌های حقوقی یا اداری جایگزین dispense است اما در حالات روزمره این‌گونه نیست.

Formal. Commonly used for justice or official duties. Can replace 'dispense' in legal or administrative contexts but not in casual giving.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000