در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
از بین بردن شک، احساس یا باور؛ دور کردن.
To make a doubt, feeling, or belief disappear; to drive away.
«او تلاش کرد شایعات را از بین ببرد.»
“She tried to dispel the rumors.”
«گرمای خورشید مه صبحگاهی را از بین برد.»
“The sun's warmth dispelled the morning fog.”