در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک خوک وحشی که روی پشتش برجستگی تیز دارد.
A feral hog with a sharp ridge along its back.
«رازوربک در جنوب ایالات متحده رایج است.»
“The razorback is common in the southern US.”
«شکارچیان رازوربک را در جنگل تعقیب کردند.»
“Hunters tracked the razorback through the forest.”