realizable

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·al·iz·a·ble/ˈriːəˌlaɪzəbəl/
realizeto achieve or make real-ablecapable of being
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more realizablesuperlative (عالی): most realizable

صفت — دست‌یافتنی

دست‌یافتنیعملی

قابل دستیابی یا عملی‌شدن است.

Able to be achieved or made real.

«تیم هدفی دست‌یافتنی تعیین کرد.»

The team set a realizable goal.

«ما برای سال آینده به برنامه‌ای عملی نیاز داریم.»

We need a realizable plan for next year.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000