red flag
/rɛd flæɡ/
1noun (اسم)commonplural (جمع): red flags
اسم — علامت هشدار
علامت هشدارزنگ خطر
نشانهای است که از مشکل، خطر یا رفتار نگرانکنندهای احتمالی خبر میدهد.
A sign that warns of a possible problem, danger, or unacceptable behavior.
«دروغهای او یک علامت هشدار بود.»
“His lies were a red flag.”
«پرداختنکردن قسطها میتواند زنگ خطر باشد.»
“Missing payments can be a red flag.”
2noun (اسم)commonplural (جمع): red flags
اسم — پرچم قرمز
پرچم قرمز
پرچم قرمزی است که برای اعلام خطر یا توقف یک فعالیت به کار میرود.
A red signal flag used to indicate danger or that an activity must stop.
«وقتی مسئولان پرچم قرمز را بالا بردند، مسابقه متوقف شد.»
“The race stopped when officials raised a red flag.”
«یک پرچم قرمز به شناگران دربارهٔ دریا هشدار میداد.»
“A red flag warned swimmers about the sea.”