redd

/rɛd/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): reddedpast participle (مفعولی): redded-ing (حال): redding3rd (سوم): redds

فعل — مرتب کردن

مرتب کردنپاکسازی کردن

مرتب و پاک‌سازی کردن، به‌ویژه در انگلیسی اسکاتلندی.

To clear out or tidy up (especially used in Scottish English).

«او قبل از زمستان باغ را مرتب کرد.»

She redd the garden before winter.

«لطفاً قبل از رفتن میزت را مرتب کن.»

Please redd your desk before leaving.

تفاوت با واژه‌های مشابه
clearپاک کردن

متداول. اصطلاح عمومی برای مرتب کردن جای‌جایی است.

Common. General term used for making a place tidy, mostly interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000