redid

re·did/ˌriːˈdɪd/
re-againdoto perform an action
verb (فعل)commonpast (گذشته): redidpast participle (مفعولی): redone-ing (حال): redoing3rd (سوم): redoes

فعل — دوباره انجام داد

دوباره انجام داداصلاح کرد

چیزی را دوباره انجام داد، معمولاً برای بهتر کردن یا اصلاح آن.

Did something again, usually to improve or correct it.

«تکلیفم را دوباره انجام دادم تا نمره بهتری بگیرم.»

I redid the homework to get a better grade.

«او نقاشی را برای رفع اشتباهات دوباره کشید.»

She redid the painting to fix mistakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
reworkedبازکاری شده

معنای مشابه؛ reworked معمولاً تغییرات وسیع‌تر دارد.

Similar meaning; reworked often implies more extensive changes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000