relume

re·lume/riˈluːm/
re-againlumelight, glow
verb (فعل)technicalpast (گذشته): relumedpast participle (مفعولی): relumed-ing (حال): reluming3rd (سوم): relumes

فعل — دوباره نور دادن

دوباره نور دادننورپردازی مجدد

دوباره نوردهی یا نورپردازی کردن سطحی مانند عقربه‌های ساعت.

To apply luminous material again to a surface, like watch hands.

«آن‌ها عقربه‌های ساعت را دوباره نورپردازی کردند.»

They relumed the watch hands at night.

«غواص تجهیزات خود را دوباره نوردهی کرد.»

The diver relumed his equipment.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000