verb (فعل)technicalpast (گذشته): relumedpast participle (مفعولی): relumed-ing (حال): reluming3rd (سوم): relumes
فعل — دوباره نور دادن
دوباره نور دادننورپردازی مجدد
دوباره نوردهی یا نورپردازی کردن سطحی مانند عقربههای ساعت.
To apply luminous material again to a surface, like watch hands.
«آنها عقربههای ساعت را دوباره نورپردازی کردند.»
“They relumed the watch hands at night.”
«غواص تجهیزات خود را دوباره نوردهی کرد.»
“The diver relumed his equipment.”