در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی را دوباره خریدن، به ویژه چیزی که قبلاً فروخته شده است. در امور مالی، سهام یا اوراق قرضه خود را بازخرید کردن.
To buy something again, especially something previously sold. In finance, to buy back one's own stock or bonds.
«شرکت تصمیم گرفت برای افزایش ارزش سهامداران بخشی از سهام خود را بازخرید کند.»
“The company decided to repurchase some of its stock to increase shareholder value.”
«پس از فروش ماشین قدیمیاش، سالها بعد تصمیم گرفت مدل مشابهی را دوباره بخرد.»
“After selling his old car, he decided to repurchase a similar model years later.”
رسمی. میتواند به معنای بازخرید یا پرداخت بدهی باشد، به ویژه برای وثیقه یا بدهی. اغلب زمانی استفاده میشود که چیزی با پرداخت بازپس گرفته میشود یا قولی انجام میشود. 'او ساعت گرو گذاشتهشده خود را بازخرید کرد.'
Formal. Can mean to buy back or pay off, especially for a pledge or a debt. Often used when retrieving something by payment or fulfilling a promise. 'He redeemed his pawned watch.'
عمل دوباره خریدن چیزی، یا چیزی که بازخرید شده است.
The act of buying something again, or something that has been bought back.
«برنامه بازخرید سهام اعتماد سرمایهگذاران را افزایش داد.»
“The share repurchase program boosted investor confidence.”
«او بازخرید خانه دوران کودکیاش را تجربهای عمیقاً احساسی یافت.»
“He found the repurchase of his childhood home to be a deeply emotional experience.”
رسمی. عمل دوباره به دست آوردن چیزی. کلیتر است و میتواند به داراییهایی فراتر از سهام نیز اعمال شود. 'بازپسگیری ملک یک فرآیند پیچیده بود.'
Formal. The act of acquiring something again. More general and can apply to assets beyond just stocks. 'The reacquisition of the property was a complex process.'