verb (فعل)commonpast (گذشته): reseatedpast participle (مفعولی): reseated-ing (حال): reseating3rd (سوم): reseats
فعل — دوباره نشاندن
دوباره نشاندنقرار دادن مجدد
قرار دادن دوباره کسی یا چیزی در جای خود یا روی صندلی.
To put someone or something back into a seat or position again.
«مربی مهمانها را بعد از استراحت دوباره نشاند.»
“The usher reseated the guests after the break.”
«باید قطعات سختافزاری را دوباره سر جای خود قرار دهند.»
“They need to reseat the hardware components.”
تفاوت با واژههای مشابه
reposition— دوباره قرار دادن
معنی مشابه؛ بهطور کلی به معنی دوباره قرار دادن است و غالباً قابل جایگزینی.
Similar meaning; refers generally to placing again, often interchangeable.