retraining
فعل — بازآموزی
عمل آموزش مهارتهای جدید به کسی یا آموزش دادن او برای انجام کاری به روشی متفاوت.
The action of teaching someone new skills or teaching them to do something in a different way.
«دولت در حال سرمایهگذاری در برنامههای بازآموزی برای کارگران جابجا شده است.»
“The government is investing in retraining programs for displaced workers.”
«او برای شغلی در توسعه نرمافزار در حال بازآموزی است.»
“She is retraining for a career in software development.”
اسم — بازآموزی
فرایند آموزش یا یادگیری مهارتها یا روشهای جدید.
The process of teaching or learning new skills or methods.
«شرکت فرصتهای بازآموزی را به کارمندان خود ارائه میدهد.»
“The company offers retraining opportunities to its employees.”
«بازآموزی موفق برای پیشرفت شغلی حیاتی است.»
“Successful retraining is crucial for career advancement.”