reveals

re·veals/rɪˈvilz/
re-again, backvealto uncover, show
verb (فعل)commonpast (گذشته): revealedpast participle (مفعولی): revealed-ing (حال): revealing3rd (سوم): reveals

فعل — آشکار می‌کند

آشکار می‌کندفاش می‌کندنشان می‌دهد

چیزی را که پنهان یا نامعلوم بوده، آشکار یا اعلام می‌کند.

Makes known or shows something that was hidden or unknown.

«این گزارش حقایق جدیدی را آشکار می‌کند.»

The report reveals new facts.

«او احساساتش را در نامه نشان می‌دهد.»

She reveals her feelings in the letter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disclosesفاش می‌کند

رسمی. معنی مشابه ولی معمولاً برای اطلاعات محرمانه.

Formal. Similar meaning but often used for secret or confidential info.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000