reversals
اسم — معکوسها
تغییراتی که به جهت، موقعیت یا مسیر عملی کاملاً مخالف منجر میشوند.
Changes to an opposite direction, position, or course of action.
«تیم در تلاش برای قهرمانی چندین تغییر ناگهانی را تجربه کرد.»
“The team experienced several reversals in their attempt to win the championship.”
«معکوسهای اقتصادی میتوانند تأثیر قابل توجهی بر زندگی مردم داشته باشند.»
“Economic reversals can have a significant impact on people's lives.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'Changes' یک اصطلاح بسیار گسترده برای هرگونه تغییر است، در حالی که 'reversals' به طور خاص به معنای تغییر به سمت جهت یا نتیجه *مخالف* است. همیشه قابل جایگزینی نیستند؛ یک تغییر ممکن است بهبود باشد، در حالی که یک چرخش اغلب یک عقبگرد یا یک چرخش کامل است. 'او تغییراتی در برنامهاش ایجاد کرد' درست است، 'او چرخشهایی در برنامهاش ایجاد کرد' اگر به معنای یک برگشت کامل نباشد، عجیب به نظر میرسد.
Everyday. 'Changes' is a very broad term for any alteration, whereas 'reversals' specifically implies a change to the *opposite* direction or outcome. Not always interchangeable; a change might be an improvement, while a reversal is often a setback or a complete turn-around. 'He made some changes to his plan' works, 'He made some reversals to his plan' sounds odd if not a complete flip.
روزمره. اغلب با 'reversals' قابل جایگزینی است وقتی به یک رخداد منفی یا مانعی برای پیشرفت اشاره دارد. 'Setback' اغلب به معنای یک مانع موقتی است، در حالی که 'reversal' میتواند یک تغییر اساسیتر یا دائمی باشد. 'پروژه با چندین مانع مواجه شد' درست است، 'پروژه با چندین چرخش مواجه شد' به معنای تغییر کامل سرنوشت یا جهت است.
Everyday. Often interchangeable with 'reversals' when referring to a negative turn of events or an impediment to progress. 'Setback' often implies a temporary obstacle, whereas 'reversal' can be a more fundamental or permanent shift. 'The project faced several setbacks' works, 'The project faced several reversals' implies a complete change of fortune or direction.