rhymes

/raɪmz/
1noun (اسم)common

اسم — هم‌آوازی

هم‌آوازیقافیه

کلماتی که صدای پایانی مشابه دارند، به‌ویژه در شعر یا ترانه.

Words that have the same ending sound, especially at the end of lines in poetry or songs.

«یافتن قافیه‌های خوب می‌تواند سخت باشد.»

Finding good rhymes can be challenging.

«آهنگ از قافیه‌های ساده استفاده می‌کند.»

The song uses simple rhymes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
verseبیت

ادبی؛ به خطوط شعر اشاره دارد، نه فقط کلمات هم‌آوا.

Literary; refers to poetic lines more broadly, not just rhyming words.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): rhymedpast participle (مفعولی): rhymed-ing (حال): rhyming3rd (سوم): rhymes

فعل — قافیه شدن

قافیه شدنهم‌آوا شدن

داشتن یا تولید کلمات با صداهای پایانی مشابه.

To have or produce words with matching ending sounds.

«کلمات هم‌آوا اغلب در اشعار دیده می‌شوند.»

Words that rhyme often appear in poems.

«می‌توانی کلمه‌ای پیدا کنی که با «time» قافیه شود؟»

Can you find a word that rhymes with 'time'?

تفاوت با واژه‌های مشابه
matchمطابقت داشتن

کلی؛ برای اشاره به مطابقت در قافیه بکار می‌رود.

General; can be used for rhyme in poetic context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000