ring up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/rɪŋ ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — تلفن کردن

تلفن کردنزنگ زدن

به کسی تلفن کردن.

To telephone someone.

«وقتی رسیدی به من زنگ بزن.»

Ring me up when you arrive.

«او دیشب به خواهرش تلفن کرد.»

She rang up her sister last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
callتلفن کردن

روزمره. در جمله‌ای مثل call her tonight جای ring up می‌آید و در انگلیسی آمریکایی رایج‌تر است. ring up بیشتر در انگلیسی بریتانیایی یا لحن خودمانی به کار می‌رود.

Everyday. It replaces 'ring up' in 'call her tonight,' and is more common in American English. Choose 'ring up' mainly in British English or a casual tone.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — در صندوق ثبت کردن

در صندوق ثبت کردنحساب کردن

قیمت کالا را در صندوق یا دستگاه فروش ثبت کردن.

To record the price of goods on a cash register or point-of-sale system.

«صندوقدار قیمت خریدها را در دستگاه ثبت کرد.»

The cashier rang up the groceries.

«او مبلغ فروش را اشتباه در صندوق ثبت کرد.»

She rang up the sale incorrectly.

3phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — جمع شدن

جمع شدنبالا رفتن تا مبلغی

به مجموع مشخصی رسیدن، به‌ویژه دربارهٔ مبلغ زیاد یا بدهی.

To reach a particular total, especially a large amount of money or debt.

«هزاران دلار هزینهٔ تعمیر روی دستشان گذاشته شد.»

They rang up thousands in repair bills.

«آن کارزار کسری بزرگی به بار آورد.»

The campaign rang up a large deficit.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000