در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک عفونت پوستی واگیردار قارچی که باعث ایجاد ضایعات دایرهای قرمز روی پوست میشود.
A contagious skin infection caused by fungus, forming red circular rashes.
«او برای کچلی قارچی پوست سرش درمان شد.»
“He was treated for ringworm on his scalp.”
«کچلی قارچی باعث ایجاد حلقههای قرمز خارشدار روی پوست میشود.»
“Ringworm causes itchy red rings on the skin.”