risk it for the biscuit

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

risk it for the bis·cuit/rɪsk ɪt fɔr ðə ˈbɪs.kɪt/
phrase (عبارت)slang

عبارت — برای پاداش ریسک کردن

برای پاداش ریسک کردنریسک را به جان خریدن

وقتی پاداش احتمالی ارزشش را دارد، ریسک کردن.

To take a risk because the possible reward seems worth it.

«در مسابقه شرکت کردم؛ برای پاداشش باید ریسک کرد.»

I entered the contest—risk it for the biscuit.

«او برای رسیدن به پاداش بیشتر، ریسک مهاجرت را پذیرفت.»

He moved abroad to risk it for the biscuit.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000