در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زندگی کردن در حومه یا مناطق روستایی به جای شهر.
To live in the countryside, away from the city.
«پس از بازنشستگی تصمیم گرفت در یک روستای کوچک زندگی کند.»
“After retiring, he decided to rusticate in a small village.”
«خانواده در ماههای تابستان در حومه زندگی میکردند تا از طبیعت لذت ببرند.»
“The family rusticated during the summer months to enjoy nature.”