sabotage

sab·o·tage/ˈsæbətɑːʒ/
1noun (اسم)formal

اسم — خرابکاری

خرابکاریعدم همکاری عمدی

خرابی یا آسیب عمدی برای جلوگیری از پیشرفت یا عملکرد یک سازمان یا فرایند.

Deliberate destruction or damage to hinder a process or organization.

«کارخانه به‌خاطر خرابکاری تعطیل شد.»

The factory was closed due to sabotage.

«خرابکاری می‌تواند تولید را تخریب کند.»

Sabotage can damage productivity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vandalismویرانگری

رایج. به طور کلی به تخریب عمدی اشاره دارد، کمتر به اقدامات پنهان.

Common. Refers broadly to willful damage, less specific to covert action.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): sabotagedpast participle (مفعولی): sabotaged-ing (حال): sabotaging3rd (سوم): sabotages

فعل — خرابکاری کردن

خرابکاری کردنساتراق کردن

عمداً تخریب، آسیب یا اختلال در چیزی ایجاد کردن.

To deliberately destroy, damage, or obstruct something.

«آن‌ها تجهیزات دشمن را خرابکاری کردند.»

They sabotaged the enemy’s equipment.

«کار توسط افراد داخلی خرابکاری شد.»

The work was sabotaged by insiders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
destroyتخریب کردن

رایج. اصطلاح کلی برای ایجاد آسیب؛ بسته به زمینه قصد قابل جایگزینی است.

Common. General term for causing damage; interchangeable depending on intent context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000