sadly

sad·ly/ˈsædli/
sadunhappy-lyin a specified manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): sadposition (جایگاه): beginning

قید — با ناراحتی

با ناراحتیمتأسفانهغم‌انگیزانه

به گونه‌ای که غم یا ناراحتی را نشان دهد یا ایجاد کند.

In a way that shows or causes sorrow or unhappiness.

«او با ناراحتی به قطار در حال حرکت نگاه کرد.»

She looked sadly at the departing train.

«متأسفانه، پروژه به دلیل کمبود بودجه لغو شد.»

Sadly, the project was canceled due to lack of funds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unhappilyبا ناخشنودی

رایج. یک مترادف مستقیم که اغلب قابل تعویض است. 'Unhappily' بیشتر بر احساس درونی ناخشنودی تمرکز دارد، در حالی که 'sadly' می‌تواند یک رویداد بیرونی را که باعث غم می‌شود نیز توصیف کند. 'او با ناخشنودی لبخند زد' در مقابل 'متأسفانه، خبر بد بود'.

Common. A direct synonym, often interchangeable. 'Unhappily' tends to focus more on the internal feeling of unhappiness, while 'sadly' can also describe an external event that causes sadness. 'She smiled unhappily' vs 'sadly, the news was bad'.

regrettablyمتأسفانه

رسمی. برای ابراز پشیمانی یا تأسف در مورد چیزی که اتفاق افتاده است، استفاده می‌شود. اغلب قابل تعویض است زمانی که 'sadly' به معنای 'حیف است که' باشد. 'متأسفانه، ما نمی‌توانیم پیشنهاد شما را بپذیریم' بسیار رایج است.

Formal. Used to express regret or sorrow about something that happened. Often interchangeable when 'sadly' means 'it's a pity that'. 'Regrettably, we cannot accept your offer' is very common.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000