safeguarding

safe·guard·ing/ˈseɪfˌɡɑːrdɪŋ/
safefree from harmguardto protect
noun (اسم)formal

اسم — حفاظت

حفاظتنگهداری

عمل حفاظت از کسی یا چیزی در برابر آسیب یا خطر.

The act of protecting someone or something from harm or danger.

«حفاظت کودکان اولویت دارد.»

The safeguarding of children is a priority.

«سیاست‌های حفاظت از سوءاستفاده جلوگیری می‌کنند.»

Safeguarding policies prevent abuse.

تفاوت با واژه‌های مشابه
protectionحفاظت

رایج. اصطلاح کلی برای امن نگه داشتن؛ مشابه معنایی است.

Common. General term for keeping safe; similar in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000