salina

sa·li·na/səˈliː.nə/
noun (اسم)technicalplural (جمع): salinas

اسم — نمک‌زار

نمک‌زاردریاچه نمکی

دریاچه یا حوضه طبیعی که آب آن شور است و نمک به وسیله تبخیر جمع‌آوری می‌شود.

A salt lake or a salt natural basin where salt is collected by evaporation.

«نمک‌زار برای تولید نمک محلی مهم است.»

The salina is important for local salt production.

«پرندگان اغلب کنار نمک‌زار استراحت می‌کنند.»

Birds often rest near the salina.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000