sap

/sæp/
1noun (اسم)common

اسم — شیره گیاه

شیره گیاهآب گیاه

مایع آبکی داخل گیاهان که مواد مغذی را منتقل می‌کند.

The watery fluid inside plants that transports nutrients.

«شیره درخت چکه می‌کرد.»

The tree's sap was dripping.

«شیره افرا برای تهیه شربت استفاده می‌شود.»

Maple sap is used to make syrup.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fluidمایع

اصطلاح کلی‌تر و گسترده‌تر از sap است و اختصاصی گیاه نیست.

General term. Broader than sap, not specific to plants.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): sappedpast participle (مفعولی): sapped-ing (حال): sapping3rd (سوم): saps

فعل — تضعیف کردن

تضعیف کردنکم کردن نیرو

به تدریج انرژی یا قدرت کسی یا چیزی را کاهش دادن.

To gradually weaken or drain energy or strength.

«ساعت‌های طولانی کار انرژی او را کم می‌کند.»

The long work hours sap his energy.

«استرس می‌تواند انگیزه‌ات را کاهش دهد.»

Stress can sap your motivation.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drainخالی کردن

رایج است. به معنی خارج کردن انرژی یا منابع است، بسته به زمینه قابل تعویض است.

Common. Means to remove energy or resources. Often interchangeable depending on context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000