sapped

/sæpt/
sapto drain or weaken-pedpast tense/action done
verb (فعل)commonpast (گذشته): sappedpast participle (مفعولی): sapped-ing (حال): sapping3rd (سوم): saps

فعل — ضعیف شدن

ضعیف شدنفرسوده شدن

گذشته فعل «sap»؛ ضعیف یا خسته کردن انرژی یا قدرت.

Past tense of 'sap'; to weaken or drain energy or strength.

«پیاده‌روی طولانی تمام انرژی او را تحلیل برد.»

The long hike sapped all his energy.

«سال‌ها استرس سلامت او را تحلیل برد.»

Years of stress sapped her health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
weakenedضعیف شده

متداول. معنی مشابه؛ در بیشتر زمینه‌ها هم‌معنی هستند.

Common. Similar meaning; synonymous in most contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000