sates

/seɪts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): satedpast participle (مفعولی): sated-ing (حال): sating3rd (سوم): sates

فعل — اشباع کردن

اشباع کردنراضی کردن

به‌طور کامل گرسنگی یا تمایل را برطرف کردن.

To completely satisfy hunger or desire.

«آن غذا گرسنگی او را کاملاً برطرف کرد.»

The meal sated her hunger completely.

«خواندن آثارش کنجکاوی من را ارضا می‌کند.»

Reading his works sates my curiosity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
satisfyراضی کردن

رایج. اغلب می‌تواند به جای 'sate' وقتی به معنای کاملاً برطرف کردن اشتها یا خواسته باشد استفاده شود.

Common. Can often replace 'sate' when meaning to fully satisfy an appetite or desire.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000