satiable

sa·tia·ble/ˈseɪʃəbl/
sati-to satisfy fully-ablecapable of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more satiablesuperlative (عالی): most satiable

صفت — قابل ارضا

قابل ارضاسیر شدنی

قابل ارضا یا سیر شدن کامل؛ چیزی که بتوان آن را به طور کامل سیر کرد یا به آن رضایت کامل داد.

Capable of being satisfied to the full; able to be sated.

«گرسنگی او با یک وعده غذایی بزرگ قابل ارضا بود.»

His hunger was satiable with a large meal.

«عطش دانش به ندرت سیر شدنی است.»

The thirst for knowledge is rarely satiable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000