در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به اسکاندیناوی یا مردم، زبانها و فرهنگ آن.
Relating to Scandinavia or its peoples, languages, or cultures.
«او در حال مطالعه تاریخ اسکاندیناوی است.»
“She is studying Scandinavian history.”
«طراحی اسکاندیناویایی به مینیمالیسم خود معروف است.»
“Scandinavian design is known for its minimalism.”
فرد بومی یا ساکن اسکاندیناوی، یا کسی که از تبار اسکاندیناویایی است.
A native or inhabitant of Scandinavia, or a person of Scandinavian descent.
«بسیاری از اسکاندیناویاییها از فعالیتهای فضای باز لذت میبرند.»
“Many Scandinavians enjoy outdoor activities.”
«او در سفرش به اروپا با چند اسکاندیناویایی آشنا شد.»
“He met some Scandinavians on his trip to Europe.”