scanty

/ˈskænti/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): scantiersuperlative (عالی): scantiest

صفت — اندک

اندکناچیزکم

اندک، کم یا ناکافی در مقدار یا حجم.

Insufficient in quantity or amount; meager.

«شواهد برای اثبات گناه او ناکافی بود.»

The evidence was scanty to prove his guilt.

«آن‌ها قبل از رفتن فقط یک وعده غذای کم خوردند.»

They had only a scanty meal before leaving.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meagerاندک

رسمی. مترادف scanty برای کم بودن مقدار، مانند «اندک بودن تأمین».

Formal. Synonymous with 'scanty' in describing insufficient amounts; e.g., 'meager supply'.

sparseپراکنده

رایج. تاکید بر پراکندگی کم، کمی متفاوت با scanty، مانند «گیاهان پراکنده».

Common. Emphasizes thinly spread quantity, slightly different nuance from scanty; e.g., 'sparse vegetation'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000