بازگشت

schoolkid

school·kid/ˈskuːlkɪd/
schoolan institution for educating childrenkida child
noun (اسم)common
plural (جمع): schoolkids
دانش آموزبچه مدرسه ای

کودکی که به مدرسه می‌رود.

A child who attends school.

«خواهر کوچکم یک بچه مدرسه ای شاد است.»

My little sister is a happy schoolkid.

«اتوبوس پر از بچه های مدرسه ای پر سر و صدا بود.»

The bus was full of noisy schoolkids.

تفاوت با واژه‌های مشابه
studentدانش آموز

متداول. «دانش آموز» یک اصطلاح گسترده‌تر و رسمی است و برای یادگیرندگان در تمام سنین (دانشجویان دانشگاه، دانشجویان بزرگسال) کاربرد دارد. «بچه مدرسه ای» به طور خاص به کودکان در مدارس ابتدایی یا متوسطه اشاره دارد. می توانید یک کودک ۱۰ ساله را «دانش آموز» یا «بچه مدرسه ای» بنامید، اما یک دانشجوی دانشگاه فقط یک «دانش آموز» است.

Common. 'Student' is a broader term, formal and applies to learners of all ages (university students, adult students). 'Schoolkid' specifically refers to children attending primary or secondary school. You can call a 10-year-old a 'student' or a 'schoolkid', but a university attendee is only a 'student'.

pupilشاگرد

رسمی/قدیمی. بیشتر در انگلیسی بریتانیایی و اغلب برای کودکان کوچکتر در مدارس ابتدایی یا در زمینه رابطه معلم-شاگرد استفاده می شود. «شاگرد» در انگلیسی آمریکایی روزمره مدرن کمتر از «بچه مدرسه ای» رایج است.

Formal/dated. Mostly used in British English and often for younger children in elementary school or in the context of a teacher-student relationship. 'Pupil' is less common than 'schoolkid' in modern everyday American English.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000