scintilla

scin·til·la/sɪnˈtɪl.ə/
noun (اسم)formal

اسم — ذره

ذرهکمی بسیار کم

مقدار بسیار کم یا به سختی قابل دیدن از چیزی.

A tiny or barely noticeable amount of something.

«در ذهنش ذره‌ای شک وجود نداشت.»

There wasn't a scintilla of doubt in his mind.

«او ذره‌ای پشیمانی نشان نداد.»

She showed not a scintilla of regret.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sparkجرقه

رسمی. گاهی به صورت استعاری برای بیان مقدار یا احساس کم به کار می‌رود.

Formal. Sometimes used metaphorically to indicate a small amount or feeling.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000