در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی نادرست یا شرور که معمولاً رفتار بدی با دیگران دارد.
A dishonest or wicked person, often someone who behaves badly toward others.
«او بهعنوان یک خبیث که از دوستانش تقلب میکرد شناخته میشد.»
“He was known as a scoundrel who cheated his friends.”
«به آن اشرار اعتماد نکن؛ همیشه دروغ میگوید.»
“Don't trust that scoundrel; he lies all the time.”
رایج/رسمی. در موارد توصیف افراد شرور قابل جایگزینی است؛ 'villain' معمولاً شرارت شدیدتری دارد، اغلب در داستانها. 'او شرور این فیلم است' در مقابل 'او ناصالح است که تقلب کرد'.
Common/formal. Interchangeable in contexts describing evil persons; 'villain' can imply more extreme evil, often in stories. 'He is a villain in this movie' vs. 'He is a scoundrel for cheating'.
غیررسمی/رایج. وقتی منظور فرد ناصالح یا بیاصول است و معمولاً لحن بازیگوش دارد، جایگزین میشود. 'او فاسد ولی دوستداشتنی است' گفته میشود، برخلاف اعمال بسیار شرورانه.
Informal/common. Can replace 'scoundrel' when meaning a dishonest or unprincipled person, often with a playful tone. 'He's a rogue but likable' works, unlike for very evil acts.