scraping

scrap·ing/ˈskreɪpɪŋ/
scrapeto rub roughly-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — خراشیدن

خراشیدنکندن

عمل مالیدن یا خراشیدن سطحی برای پاک کردن چیزی.

The act of rubbing or scratching a surface to remove something.

«صدای خراشیدن مرا بیدار کرد.»

The scraping sound woke me up.

«او رنگ را از دیوار کند.»

He was scraping paint off the wall.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scratchingخراشیدن

معنای مشابه؛ ‘scratching’ معمولاً سبک‌تر و کم‌زورتر از scraping است.

Similar meaning; ‘scratching’ can be lighter and less forceful than scraping.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000