screenwrite

screen·write/ˈskriːnˌraɪt/
screena surface on which a film is projectedwriteto compose or record text
verb (فعل)commonpast (گذشته): screenwrotepast participle (مفعولی): screenwritten-ing (حال): screenwriting3rd (سوم): screenwrites

فعل — فیلمنامه نوشتن

فیلمنامه نوشتنسناریو نوشتن

فیلمنامه یا نمایشنامه ای برای فیلم، برنامه تلویزیونی یا سایر رسانه های بصری نوشتن.

To write a screenplay or script for a film, television show, or other visual media.

«او رویای فیلمنامه نویسی برای هالیوود را در سر دارد.»

She dreams of screenwriting for Hollywood.

«فیلمنامه نویسی یک درام جذاب به مهارت زیادی نیاز دارد.»

It takes a lot of skill to screenwrite a compelling drama.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scriptفیلمنامه نوشتن

متداول. اغلب به جای 'فیلمنامه نویسی' به کار می رود، به ویژه هنگام نوشتن دیالوگ و اقدامات برای هر تولید بصری. 'نوشتن نمایشنامه' یا 'نوشتن فیلم'.

Common. Often used interchangeably with 'screenwrite', especially when referring to writing the dialogue and actions for any visual production. 'Script a play' or 'script a film'.

composeتالیف کردن

رسمی/کلی. 'تالیف کردن' به معنای خلق یا نوشتن چیزی است، معمولاً یک قطعه موسیقی، ادبیات یا هنر. در حالی که یک فیلمنامه‌نویس فیلمنامه‌ای را 'تالیف' می‌کند، 'فیلمنامه نویسی' به طور خاص به این رسانه اشاره دارد.

Formal/general. 'Compose' means to create or write something, usually a piece of music, literature, or art. While a screenwriter 'composes' a screenplay, 'screenwrite' is specific to the medium.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000