sculpt

/skʌlpt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sculptedpast participle (مفعولی): sculpted-ing (حال): sculpting3rd (سوم): sculpts

فعل — مجسمه‌سازی کردن

مجسمه‌سازی کردنحکاکی کردن

مواردی مانند سنگ یا چوب را به شکل خاص، به‌ویژه هنری، تراشیدن یا شکل دادن.

To shape or carve material (such as stone or wood) into a specific form, especially art.

«هنرمند مجسمه‌ای از مرمر ساخت.»

The artist sculpted a statue from marble.

«او چوب را منبت‌کاری می‌کند تا مبلمان بسازد.»

He sculpts wood to create furniture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carveحکاکی کردن

رایج. معمولاً قابل تعویض، ولی sculpt معمولاً شکل‌دادن هنری را می‌رساند.

Common. Usually interchangeable, but 'sculpt' often implies artistic shaping.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000