در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
لایه پوستهپوسته یا فلسمانند روی پوست یا سطح، مانند شوره یا ذرات پوست خشک شده.
A flaky or scaly deposit on the skin or surface, such as dandruff or dried skin particles.
«او پوستهها را از روی ژاکتش پاک کرد.»
“He brushed away the scurf from his jacket.”
«پوست درخت پوشیده از لایه فلسدار بود.»
“The tree bark was covered in scurf.”