scupper

scup·per/ˈskʌpər/
1verb (فعل)informalpast (گذشته): scupperedpast participle (مفعولی): scuppered-ing (حال): scuppering3rd (سوم): scuppers

فعل — خراب کردن

خراب کردنخنثی کردن

خراب کردن، خراب شدن یا جلوگیری از موفقیت چیزی.

To ruin, spoil, or prevent something from happening successfully.

«برنامه‌هایشان به‌خاطر طوفان خراب شد.»

Their plans were scuppered by the storm.

«او با تأخیرها پروژه را خراب کرد.»

He scuppered the project with delays.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foilخنثی کردن

غیررسمی. برای جلوگیری از موفقیت برنامه‌ها یا امیدها استفاده می‌شود.

Informal. To prevent plans or hopes from succeeding.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): scuppers

اسم — زرهکش کشتی

زرهکش کشتیشیار تخلیه آب

زهکش روی عرشه کشتی برای خروج آب.

A drain on a ship’s deck that allows water to run off.

«آب در طول طوفان از زهکش‌ها خارج شد.»

Water drained through the scuppers during the storm.

«عرشه مجهز به زهکش‌ها برای ایمنی بود.»

The deck was equipped with scuppers for safety.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000