scum

/skʌm/
1noun (اسم)common

اسم — کف

کفکثافت سطحی

لایه‌ای از کثافت، حباب یا کف که روی سطح مایع تشکیل می‌شود.

A layer of dirt, bubbles, or froth formed on the surface of a liquid.

«روی حوض کف قرار داشت.»

There was scum on the pond.

«کف را از سوپ بردار.»

Remove the scum from the soup.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foamکف

معمولی. به طور کلی به کف مایع اشاره دارد؛ scum معمولاً به کثیفی اشاره می‌کند.

Common. Refers generally to bubbly substance on liquids; scum often implies dirtiness.

2noun (اسم)informal

اسم — آدم کثیف

آدم کثیفخس و خاشاک

شخص یا گروهی ناپسند یا حقیر.

A contemptible or despicable person or group.

«او را خس و خاشاک جامعه خواندند.»

They called him scum of the society.

«آن دسته پر از آدم کثیف است.»

The gang is full of scum.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wretchآدم حقیر

رسمی/ادبی. فردی با خصوصیات بد اخلاقی، ممکن است قوی‌تر از scum باشد.

Formal/literary. Describes a morally bad person, may be stronger than scum.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000