در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مناسب یا قابل فروش؛ چیزی که میتوان آن را در بازار عرضه کرد.
Fit or suitable for selling; marketable.
«ماشین قدیمی بعد از چند تعمیر جزئی هنوز قابل فروش بود.»
“The old car was still sellable after some minor repairs.”
«نقاشیهای او در نمایشگاههای هنری محلی بسیار بازارپسند هستند.»
“Her paintings are highly sellable at local art fairs.”
رایج. تا حد زیادی با 'sellable' قابل تعویض است، به ویژه در بافت تجاری، و اغلب به این معنی است که چیزی برای خریداران جذاب است. 'یک مهارت بازارپسند' رایج است؛ 'یک مهارت قابل فروش' کمتر رایج است.
Common. Largely interchangeable with 'sellable', especially in a business context, often implying that something is attractive to buyers. 'A marketable skill' is common; 'a sellable skill' is less so.