در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تا حدودی خصوصی؛ با یک یا چند نفر دیگر مشترک اما کاملاً عمومی نیست.
Partly private; shared with one or more other people but not fully public.
«آنها یک اتاق بیمارستان نیمهخصوصی رزرو کردند.»
“They booked a semiprivate hospital room.”
«این باشگاه یک سالن نیمهخصوصی برای اعضای خود دارد.»
“The club has a semiprivate lounge for its members.”
رایج. برای چیزی استفاده میشود که توسط بیش از یک نفر استفاده میشود یا به آن تعلق دارد. در اشاره به امکانات یا اتاقها با 'semiprivate' قابل جایگزینی است، اما 'shared' لزوماً به هیچ درجهای از حریم خصوصی اشاره نمیکند، بلکه فقط به دسترسی مشترک. 'یک اتاق بیمارستان نیمهخصوصی' به مقداری حریم خصوصی اشاره دارد، در حالی که 'یک دفتر مشترک' میتواند پلان باز باشد.
Common. Used for something that is used by or belongs to more than one person. It's interchangeable with 'semiprivate' when referring to facilities or rooms, but 'shared' doesn't necessarily imply any degree of privacy, just common access. 'A semiprivate hospital room' specifies some privacy, while 'a shared office' could be open plan.
یک اتاق یا امکانات که با تعداد محدودی از افراد دیگر به اشتراک گذاشته میشود.
A room or facility that is shared with a limited number of other people.
«او یک اتاق نیمهخصوصی را به بخش کاملاً عمومی ترجیح داد.»
“She preferred a semiprivate to a fully public ward.”
«هزینه یک اتاق نیمهخصوصی بالاتر از یک بخش عمومی است.»
“The cost of a semiprivate is higher than a general ward.”