serfdom

serf·dom/ˈsɜːrfdəm/
serfa medieval peasant bound to land and lord-domstate or condition
noun (اسم)formal

اسم — ارباب‌رعیتی

ارباب‌رعیتیرعیت‌داری

وضعیت یا نظام ارباب‌رعیتی که در آن کشاورزان به زمین و ارباب وابسته‌اند.

The condition or system of being a serf, a worker bound to the land under feudalism.

«رعیت‌داری در روسیه در سال ۱۸۶۱ لغو شد.»

Serfdom was abolished in Russia in 1861.

«زندگی در ارباب‌رعیتی سخت و محدودکننده بود.»

Life under serfdom was harsh and restricted.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000