serve someone right

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

serve some·one right/sɜrv ˈsʌmwʌn raɪt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — شایسته مجازات بودن

شایسته مجازات بودنحقش بودن

استحقاق عواقب بد یا تنبیهی که به دلیل رفتار خود فرد دریافت می‌کند.

To deserve the bad consequence or punishment one receives because of one’s own actions.

«او درس نخواند و در امتحان رد شد؛ این حقش بود.»

He didn’t study and failed the exam; it serves him right.

«اگر پولش را از دست داد، به‌خاطر بی‌احتیاطی‌اش حقش است.»

If she lost the money, it serves her right for being careless.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000