در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کار یا عملی که برای کمک به کسی انجام میشود.
The action of helping or doing work for someone.
«این هتل خدمات اتاق عالی ارائه میدهد.»
“The hotel provides excellent room service.”
«او خدماتش را به جامعه ارائه داد.»
“He offered his services to the community.”
رسمی/ادبی. میتواند در بافتهای ارائه کمک، بهویژه مالی یا بشردوستانه، جایگزین «سرویس» شود. مثلاً «کمک پزشکی» درست است، اما «کمک به مشتری» نه.
Formal/literary. It can be interchangeable with 'service' in contexts of providing assistance, especially financial or humanitarian. 'Medical aid' works, 'customer service aid' doesn't.
رسمی. عموماً در اشاره به کمک یا پشتیبانی، قابل تعویض با «سرویس» است. مثلاً «کمک مشتری» درست است، اما «کمک میز» کمتر از «سرویس میز» رایج است.
Formal. Generally interchangeable with 'service' when referring to help or support. 'Customer assistance' works, 'table assistance' is less common than 'table service'.
سیستمی که نیاز عمومی مانند حملونقل یا مخابرات را تأمین میکند.
A system supplying a public need, such as transport or telecommunications.
«سرویس اتوبوس هر ۳۰ دقیقه یکبار حرکت میکند.»
“The bus service runs every 30 minutes.”
«بسیاری از مناطق دورافتاده فاقد خدمات اولیه هستند.»
“Many remote areas lack basic services.”
رسمی/فنی. بهطور خاص به خدمات عمومی مانند برق، آب یا گاز اشاره دارد. «خدمات آب» درست است، اما «خدمات اتوبوس» نه، باید «سرویس اتوبوس» استفاده کرد.
Formal/technical. Refers specifically to public services like electricity, water, or gas. 'Water utility' works, 'bus utility' doesn't, use 'bus service' instead.
کارهای نگهداری یا تعمیراتی را روی چیزی انجام دادن.
To perform maintenance or repair work on something.
«باید بهزودی ماشینم را سرویس کنم.»
“I need to service my car soon.”
«سیستم گرمایشی ما سالانه سرویس میشود.»
“Our heating system is serviced annually.”
رایج. اغلب برای نگهداری منظم ماشینآلات یا وسایل نقلیه با «سرویس کردن» قابل تعویض است. «نگهداری از یک ماشین» درست است، اما «خدمت به مشتری» فرق دارد.
Common. Often interchangeable with 'service' for regular upkeep of machinery or vehicles. 'Maintain a car' works, but 'service a client' is different.
رایج. «تعمیر کردن» روی درست کردن چیز خرابشده تمرکز دارد، در حالی که «سرویس کردن» به معنای نگهداری روتین برای جلوگیری از خرابی است. ممکن است برای جلوگیری از نیاز به «تعمیر»، ماشین را بهطور منظم «سرویس» کنند.
Common. 'Repair' focuses on fixing something that is broken, whereas 'service' implies routine upkeep to prevent breakage. One might 'service' a car regularly to avoid needing a 'repair'.
مربوط به یا برای خدمترسانی به مشتریان.
Used for or in connection with the serving of customers.
«او در صنعت خدمات کار میکند.»
“He works in the service industry.”
«ما مجموعهای از محصولات خدماتی را ارائه میدهیم.»
“We offer a range of service products.”