set foot

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɛt fʊt/
phrase (عبارت)common

عبارت — وارد شدن

وارد شدنپای گذاشتن

وارد شدن به جایی، معمولاً برای اولین بار یا به ندرت.

To go into or enter a place, often for the first time or rarely.

«او بعد از استعفا هرگز به دفتر پا نگذاشت.»

He never set foot in the office after quitting.

«ما به بیش از ۲۰ کشور پا گذاشته‌ایم.»

We’ve set foot in more than 20 countries.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000