set one's heart on

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/sɛt wʌnz hɑrt ɑn/
phrase (عبارت)common

عبارت — دل‌بستن به

دل‌بستن بهمصمم بودن برای

تمایل یا خواست شدید برای داشتن یا رسیدن به چیزی.

To strongly desire or be determined to have or achieve something.

«او دلش می‌خواست پزشک شود.»

She set her heart on becoming a doctor.

«من مصمم هستم آن خانه را بخرم.»

I’ve set my heart on buying that house.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000