set off
فعل عبارتی — راه افتادن
شروع به سفر یا حرکت کردن.
To begin a journey or trip.
«ما زود راه افتادیم تا از ترافیک دوری کنیم.»
“We set off early to avoid traffic.”
«آنها قصد دارند ماه آینده ماجراجویی خود را آغاز کنند.»
“They plan to set off on their adventure next month.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. اغلب برای سفرهای برنامهریزی شده (پرواز، قطار) استفاده میشود. 'قطار ساعت 7 صبح حرکت میکند' درست است، 'من ساعت 7 صبح راه افتادم' برای سفرهای شخصی رایجتر است.
Formal. Often used for scheduled travel (flights, trains). 'The train departs at 7 AM' works, 'I set off at 7 AM' is more common for personal trips.
روزمره. کلیتر است؛ 'شروع کردن' میتواند به آغاز هر چیزی اشاره کند، در حالی که 'راه افتادن' به طور خاص به شروع سفر اشاره دارد. 'ما زود شروع کردیم' برای سفر درست است، اما 'ما ماشین را روشن کردیم' نیز صحیح است.
Everyday. More general; 'start' can refer to beginning anything, while 'set off' specifically implies starting a journey. 'We started early' works for a journey, but 'We started the car' is also valid.
متضادها
فعل عبارتی — باعث فعال شدن شدن
باعث انفجار یا فعال شدن دستگاهی، معمولاً زنگ هشدار یا بمب، شدن.
To cause a device to explode or activate, often an alarm or bomb.
«دود باعث فعال شدن زنگ آتشنشانی شد.»
“The smoke set off the fire alarm.”
«او به طور تصادفی دزدگیر ماشین را فعال کرد.»
“He accidentally set off the car alarm.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. میتواند برای فعال کردن مکانیزم یا شروع واکنش استفاده شود. 'ماشه هشدار را کشیدن' خوب است، 'زنگ هشدار را فعال کردن' به همان اندازه رایج است.
Common. Can be used for activating a mechanism or initiating a reaction. 'Trigger an alarm' works well, 'Set off an alarm' is equally common.
رسمی/فنی. به طور خاص برای انفجار یک وسیله انفجاری استفاده میشود. 'منفجر کردن بمب' درست است، 'بمب را به کار انداختن' یک اصطلاح کلیتر است.
Formal/Technical. Specifically used for causing an explosive device to explode. 'Detonate a bomb' works, 'Set off a bomb' is a more general term.