در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک استخوان کوچک که داخل تاندون قرار دارد، مانند کاسه زانو.
A small bone embedded within a tendon, such as the kneecap (patella).
«کاسه زانو بزرگترین استخوان سزاموئید است.»
“The patella is the largest sesamoid bone.”
«استخوانهای سزاموئید به کاهش فشار تاندون کمک میکنند.»
“Sesamoid bones help reduce tendon pressure.”