servings
اسم — سهم غذا
مقادیر غذا یا نوشیدنی که برای یک نفر مناسب در نظر گرفته میشود.
Quantities of food or drink considered to be appropriate for one person.
«این دستور غذا چهار وعده سخاوتمندانه میدهد.»
“The recipe makes four generous servings.”
«برچسبهای تغذیه اغلب کالری هر وعده را ذکر میکنند.»
“Nutrition labels often list the calories per serving.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. بخشی از یک کل، به ویژه مقدار مشخصی از غذا. اغلب با 'سهم غذا' قابل جایگزینی است، اما 'سهم غذا' معمولاً به مقدار توصیه شده یا استاندارد اشاره دارد، در حالی که 'بخش' میتواند هر مقداری باشد. 'یک بخش از پای' در مقابل 'یک سهم سبزیجات'.
Common. A part of a whole, especially a specific amount of food. Often interchangeable with 'servings', but 'serving' usually implies a recommended or standard amount, while 'portion' can be any amount. 'A portion of pie' vs 'one serving of vegetables'.
غیررسمی. مقدار غذایی که به یک نفر سرو میشود، به ویژه در یک وعده غذایی. غیررسمیتر است و اغلب به آنچه کسی برمیدارد یا به او داده میشود اشاره دارد، نه به یک اندازهگیری استاندارد. 'میتوانم یک وعده دیگر پوره سیبزمینی داشته باشم؟' درست است، 'میتوانم یک سهم غذای دیگر از پوره سیبزمینی داشته باشم؟' نیز درست است اما کمی رسمیتر است.
Informal. An amount of food served to one person, especially at a meal. More informal and often refers to what someone takes or is given, rather than a standard measurement. 'Can I have another helping of mashed potatoes?' works, 'Can I have another serving of mashed potatoes?' also works but is slightly more formal.