اسم — سهم غذا
مقدار غذایی که برای یک نفر سرو میشود.
A portion of food served to one person.
«میتوانم یک پیمانه دیگر پوره سیبزمینی داشته باشی؟»
“Could I have another helping of mashed potatoes?”
«او همیشه در دادن سهم دسر سخاوتمند بود.»
“He was always generous with his helping of dessert.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. مستقیماً قابل جایگزینی است. 'سهمی از برنج' یا 'پیمانهای از برنج' هر دو به مقدار داده شده اشاره دارند. 'Portion' میتواند به بخشی از یک کل نیز اشاره داشته باشد، نه فقط غذا.
Common. Directly interchangeable. 'A portion of rice' or 'a helping of rice' both refer to the amount given. 'Portion' can also refer to a part of a whole, not just food.
رایج. به یک مقدار واحد غذا که برای یک نفر در نظر گرفته شده است، به ویژه در زمینههای تغذیهای یا برای غذاهای بستهبندی شده، اشاره دارد. 'یک وعده سبزیجات'. اغلب با 'helping' قابل جایگزینی است.
Common. Refers to a single quantity of food intended for one person, especially in nutritional contexts or for pre-packaged foods. 'A serving of vegetables'. Often interchangeable with 'helping'.
صفت — کمککننده
کمک کننده؛ یاری رساننده.
Providing help; assisting.
«او دست یاری به همسایهاش داد.»
“He offered a helping hand to his neighbor.”
«یک فعل کمکی به فعل اصلی یاری میرساند.»
“A helping verb assists the main verb.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. مستقیماً قابل جایگزینی است. 'دست یاریرسان' هر دو به معنای کمک هستند. 'Helpful' به طور کلی برای توصیف چیزی یا کسی که کمک یا منفعت میرساند، به طور گستردهتری استفاده میشود.
Common. Directly interchangeable. 'A helpful hand' or 'a helping hand' both mean assistance. 'Helpful' is generally more broadly used to describe something or someone that provides aid or benefit.
رایج. به فراهم کردن تشویق عاطفی یا عملی اشاره دارد. در حالی که به کمک کردن مربوط میشود، بر حمایت از کسی تأکید میکند تا انجام کاری برای او.
Common. Refers to providing emotional or practical encouragement. While related to helping, it emphasizes backing someone up rather than performing a task for them.